باهمه ی لحن خوش اواییم دربدر کوچه تنهاییم
ای دوسه تا کوچه زما دورتر نغمه اواز تو زاز همه پرشورتر
کاش که این فاصله راکم کنی محنت این غافله راکم کنی
کاش که همسایه ی مامیشدی ماییه اسایه ما میشدی
هرکه به دیدار تو نائل شود یکشبه حلال مسائل شود
دوش مراحال خوشی دست داد سینه ماراعطشی دست داد
نام توبردم لبم اتش گرفت شعله به دامان سیاوش گرفت
نام توارامه جان من است نامه توخط امان من است
ای نگهت خواستگه افتاب برمن ظلمت زده یک شب بتاب
پرده بر انداز زچشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یارومددکار ما کی وکجا وعده دیدار ما
دل ومستمندم ای جان به لبت نیاز دارد به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه امدم ای عشق تا تورا بینم تویی که نقطه عطفی به اوج ایینم کدام گوشه مشعرکدام کنج منا به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی روا میاد که اربا ب جز تو بگزینم
چو رو کنی به رهت درد ورنج نشناسیم زلطف روی تو دست از ترنج نشناسیم
نوشته شده توسط مریم در شنبه چهارم خرداد 1387