با سلام اقای خوبم ایا میدانی این چندمین جمعه است که من می ایم ومیروم وعده جمعه بعد را به خودم میدهم که میایومیگم اقام میاد من میدونم میای ولی کی؟کاش یکی یه روز یه ثانیه به فکرت بود تا تو هم بیای اقاجون ایندهمین جمعه است که من مینویسم نمیدانم از کجا باید بنویسم نمیدانم دیگر چه بنویسم ما ادما حس غریبی داریم وقتی منتطر یکی هستیم نمیاد ولی درست برعکس وقتی که انتظار دیدنش رو نداریم میبینمش ومیاد خلاصه اقاجون من منتظر خواهم ماند نه تنها این جمعه بلکه جمعه های بعد من میدانم خواهی امد این را نه تنها من بلکه همه اهالی کوچه باران همه میدانند اقا جون خواستم بهت نامه بدم نامه ای سر به مهر اما نمیدانستم به کدام باد بدمش نمیدونستم به کدام ادرس بفرستمش نمیدانستم که چه جوری بدمش اقا جون کاش یکم به فکرت بودیم به جای اینکه با کلمات انقدر بازی کنیم واونها رو مودبانه کنار هم بزاریم کاش یه نمازمون دعاش فقط به خاطر تو باشه اقاجون نه تنها من بلکه اونایی که عاشقتن منتظرتن اقا جون خیلی دوستت دارم خیلی
اقا ی خوبم تو اینهمه از ما بدی میبینی وچیز نمیگی ولی ما تا یه مشکلی برامون پیش میاد اون را به گردن شما میندازیم وشمام حلش میکنین اقاجون قربونت برم بیا
راستی درسته که گذشته ولی روز تولد مادرتونو بهتون تبریک میگم

.jpg)
.jpg)
.jpg)
