
احترام به پدر
روزی حضرت محمد( ص ) وارد خانه شد . وقتی فاطمه( س )را دید با مهربانی
گفت: سلام دختر عزیزم! فاطمه با خوشحالی دست پدر را بوسید و حالش را
پرسيد. فاطمه خواست پدر را صدا بزند ، اما فکر کرد که او را رسول خدا صدا
بزند . به یاد مردم مدینه افتاد که پدرش را با احترام صدا نمی زدند و ايشان را
محمد و گاهی پسر عبدالله صدا می زدند وخداوند برای اینکه آن ها پیامبر را با
احترام صدا بزنند یک آیه فرستاده بود

(( آن گونه که همدیگر را صدا می زنید پیامبر را صدا نزنید.))
پس فاطمه به پدر گفت:ای رسول خدا می خواستم بگویم که.......
پیامبر با مهربانی به دخترش گفت : فاطمه جان این آیه درباره تو و فرزندانت
فرستاده نشده است، تو از من هستی و من از تو ، این آیه درباره ی مردم
مغرور است.فاطمه(س)بسیار خوشحال شد و با شوق زیاد صدا زد: پدرجان

یا ابا صالح المهدی،ای امام منتظران،ای امید ناامیدان،ای نوای بینوایان،ای دوای
دردمندان،ای پناه مستمندان،ای باب یتیمان،ای فروغ بی پایان،ای محبوب عارفان،ای
معشوق عاشقان،ای منتقم خون شهیدان،ای شفای مجروحان،ای زمزمۀ کروبیان،ای
یوسف جهانیان،ای امام زمان،ای بقیة الله، جهان به امید این است که این ناله های
جانسوز فراق مقبول درگاه تو افتد و تشنگان دیدارت را از شرب طهور وصال جرعه اي بنوشي ....

بینوایم،نوای من،مهدی است دردمندم،دوای من،مهدی است
من غریبم در این زمان،ولی مونس و آشنای من،مهدی است
گر چه از داغ هجر می سوزم راضیم،چون شفای من مهدی است
گه به یادش ز خواب برخیزم نیمۀ شب دعای من،مهدی است
من نخواهم بهشت،بی مهدی جنّت با صفای من،مهدی است
در دم مرگ بــــــا ولایِِِِِِِِِِِِِت او آخرین حرف نای من ،مهدی است
چون قیامت ز خاک برخیزم اندر آنجا ندای من،مهدی است
آن که در روز حشر می بخشد از عنایت خطای من،مهدی است

اي عاشقان براي تعجيل در فرج آقامون 14 صلوات
ياعلي
التماس دعا
جان

1.jpg)



