اقا خیلی گلی وبلاگت کلی خاطرات شیرین وکمی تلخ داشت
اقاجون سلام من میخوام بهت بگم خیلی دوستت دارم من این وبلاگ رو عاشقانه نوشتم چون واقعا عاشقت بودم وحتی این عشقت باعث شد تو بعضی مراحل زندگیم موفق باشم وبتونم روی پای خودم بایستم این وبلاگ خیلی وقته که شروع به کار کرده خیلی ها تو این مدت نظر گذاشتن خیلیها توهین کردن واشک منو در اوردن خیلیها ابراز همدردی کردن خیلی ها دلشون برام سوخت خیلیها تشکر کردند خیلی ها هم فقط واسه تبلیغ اومده بودن تو این چند ماه با ادمهای زیادی اشنا شدم که تونستن بهم روحیه بدن وبرعکس بعضیا که روحیه مو ازم گرفتن من بعضی موقعها با حرف بعضیها احساس پوچی میکردم نمیدونستم که چرا بعضیها دوست دارن دل منو بشکنن نمیدونستم چی بهشون بگم چون واقعا اذیتم کردن یکیشون بود میگفت خیلی دلم برات میسوزه نمیفهمیدم چرا ولی خوب خیلی دلمو شکوند به خیلی ها سر زدم وازشون خواستم بیان اینجا اولاش دوست داشتم نظر بدن وبدونم تا چه حدی وبلاگم کار ساز بوده ولی الان ممکنه ۳۰ تا نظر بدن باهم ومن وقت نکنم بخونمشون چون منم شدم بچه کنکوری خیلی دلم میخواد اقام رو بزنه بخدا وبگه این دختر مارو دستشو بگیر وبفرستش دانشگاه علوم پزشکی شیراز اقاجون میخوام تو این وبلاگ باهات عهد کنم که اگه منم پزشکی شیراز قبول شدم کاری کنم که یه دکتر غریب دیگه به وجود بیاد وفقط فکرش کمک به مردم بدبخت باشه ومریضانی که وضع مالیشون خوب نبوده من واقعا عاشق دکتر غریبم اغلب قسمتاشو دیدم وخیلی دوست داشتم مثه اون میشدم خدایا بهم توفیق بده راستی اونایی که تو این وبلاگ اشک منو در اوردن طوری نیست چون خنده همراه با گریه قشنگه
.jpg)
البته فکر کنم اخرین مطلبم رو امروز بنویسم چون دوست داشتم یه نتیجه ای از کارم گرفته باشم به امید قبولی در ازمونهای الهی وکنکور

